
نقشه راه ارتباطی قم با شهر اصفهان

نقشه راه ارتباطی قم با شهر اهواز

نقشه راه ارتباطی قم با شهر بوشهر

نقشه راه ارتباطی قم با شهر تبریز

نقشه راه ارتباطی قم با شهر تهران

نقشه راه ارتباطی قم با شهرخرم آباد


نوروز، از جشنهای باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز میشد، ولی مشخص نیست که چند روز طول میکشیدهاست. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن یک ماه ادامه داشته است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.نوروز، از جشنهای باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز میشد، ولی مشخص نیست که چند روز طول میکشیدهاست. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن یک ماه ادامه داشته است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

تاریخچه
جشن نوروز از آیینهای باستانی و ملی ایرانیان میباشد. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.
با استناد بر نوشتههای بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکشهایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند میپذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶ پ م)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن میکرد.همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد میشد. و سپس والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ میشد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته میشد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ میپاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها را برنمی داشتند.
جشنهایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.نوروز در گذشته دارای آداب چندی بودهاست که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پارهای در دگرگشتهای زمانه از بین رفتهاند. از رسمهای بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است
نوروز در آیات و روایات
در کتاب بحارالانوار علامه مجلسی درباره نوروز روایات متعددی وجود دارد، در جلد ۵۹بیش از ۴۵صفحه به نقل از امام صادق نقل شدهاست که به معلی بن خنیس فرمودند:ای معلی! همانا نوروز روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند، به او شرک نورزند و به پیامبران و امامان ایمان بیاورند، نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزی ایجاد شد، روزی است که علی در نهروان پیروز شد و گلهای زمین در آن روز خلق شد، در چنین روزی کشتی نوح بر کوه جودی نشست، همان روزی که جبرئیل بر پیامبر نازل شد، همان روزی که ابراهیم بتها را شکست، روزی که پیامبر؛ علی را بر دوش خود حمل کرد تا بتهای قریش را سرنگون کند و در چنین روزی است که مهدی ظهور خواهد کرد.

آیینهای نوروزی
خانهتکانی
خانهتکانی از دیگر آئینهای نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع میشود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو میشود و پاک و پاکیزه میگردد.
چنان زوایای خانه را میروبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.
وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی میشود.
پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن میشود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرفهایی زیبا میریزند و خیس میدهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.
کارت شادباش
کاری که پس از شکل گیری روشهای جدید ارتباطی مانند نامهنگاری، یا شکل جدیدتر آن نامههای الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارتهای شادباش فرا میرسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی میکنند، البته کاری پسندیدهاست، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده میکنند.
دید و بازدید
دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... میروند.
روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا میرسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر میزنند و دیدارها تازه میکنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورتهایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت میشمارند و راه آشتی و دوستی در پیش میگیرند.
مسافرت نوروزی
از آنجا که در ایران مدارس در ایام نوروز تا ۱۳ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست میآید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر میکنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر میروند و دیگران را به شام و ناهار دعوت میکنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به مشهد میروند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز میگردند.
غذاهای روز اول عید
اغلب مردم، روز اول عید نوروز سبزی پلو و ماهی، کوکو سبزی و آش می خورند. اگرچه غذاهایی دیگری نیز رواج دارد. برای مثال کردها صبح روز اول عید خورشت قورمه سبزی می پزند.
دیگر آیینها
آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بودهاست.
تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزخوانی مرسوم بودهاست. درگیلان ومازندران
و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه میافتادند و اشعاری در باره نوروز میخواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...
این پیکهای نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا میگرفتند و سورسات نوروزی خود را جور میکردند.
تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئینهای رایج بودهاست. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائینترین قشرهای اجتماعی میسپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب میکرد و فرمانهای شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان میداد.
آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع میدانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن میپرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمیکرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کردهاست.
حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:
| سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی | که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی |
| سفره هفت سین | |
| سینهای باستانی (متداولتر) |
|
| دیگر سینها | سوسن • سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانه |
| دیگر اقلام |
|

زیارتنامه:

اَلـسَّلامُ عَـلى آدَمَ صَـفْوَةِ اللّه ِ
سـلام بـر حـضـرت آدم بـرگزيده خـدا
اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ اللّه ِ
سلام بر حضرت نوح پيامبر خدا
اَلسَّلامُ عَلى ا ِبْراهيمَ خَليل ِ اللّه ِ
سلام بر حضرت ابراهيم دوست خدا
اَلسَّلامُ عَلى موُسى کَليم ِاللّه ِ
سلام بر حضرت موسى هم صحبت خدا
اَلسَّلامُ عَلى عيسى روُح ِ اللّه ِ
سلام بر حضرت عيسى روح الله
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا خَیْرَ خَلْقَ اللّه ِ
سلام بر تو اى رسول خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا صَفِىَّ اللّه ِ
سلام بر تو اى برگزيده خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا مُحَمّدَ
سلام بر تو اى محمّد
بْنَ عَبْد ِاللّه ِخاتَمَ النَّبِیّينَ
بن عبداللّه خاتم پيامبران
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ
سلام بر تو امير مؤمنان
عَلىَّ بْنَ اَبى طالِب وَصِىَّ رَسوُل ِ اللّه ِ
علىّ بن ابى طالب وصىّ رسول خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ يا فاطِمَةُ
سلام بر تو اى فاطمه
سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمينَ
اى بزرگ بانوى بانوان اسلام
اَلسَّلامُ عَلَیْکُما يا سِبْطَىْ نَبِىِّ الرَّحْمَة ِ
سلام بر شما اى دو سبط پيامبر رحمت
وَ سَیِّدَىْ شَباب ِ أَهْل ِ الْجَنَّة ِ
اى دو سرور جوانان اهل بهشت
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْن ِ
سلام بر تو اى على بن حسين
سَیِّدَ الْعابِدينَ وَ قُرَّةَ عَیْن ِ النّاظِرينَ
اى سرور عبادت پيشگان اى فروغ ديده بينندگان
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا مُحَمَّدَ بْنَ
سلام بر تو اى محمّد بن
عَلِىٍّباقِرَ الْعِلْم ِ بَعْدَ النَّبِىِّ
على اى شکافنده علم بعد از پيامبر
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا جَعْفَرَ بْنَ
سلام بر تو اى جعفر بن
مُحَمَّد الصّاد ِقَ الْبارَّ الْامينَ
محمّد اى راستگوى نيکوکار امين
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا موُسَى بْنَ جَعْفَر الطّاهِرَ الطُّهْرَ
سلام بر تو اى موسى بن جعفر اى پاک و پاکيزه
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا عَلِىِّ بْنَ موُ سَى الرِّضَا الْمُرْتَضى
سلام بر تو اى على بن موسى اى پسنديده
اَالسَّلامُ عَلَیْکَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىالتَّقِىَّ
سلام بر تو اى محمّد بن على
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا عَلِىِّ بْنَ مُحَمَّد النَّقِىَّ النّاصِحَ الْأَمينَ
سلام بر تو اى على بن محمّد اى پاک سرشت و خيرخواه و امين
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا حَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ
سلام بر تو اى حسن بن على
اَلسَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ بَعْدِه
سلام بر وصى بعد از او
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى نُورِکَ وَ سِراجِکَ
بار خدايا صلوات بفرست بر نور و چراغ روشنگرت
وَ وَلِىِّ وَلِیِّکَ وَ وَصِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ
بر ولىّ ولیّت بر وصىّ وصیّت بر حجّت خود بر بندگانت
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ يابِنْتَ رَسوُل ِ اللّه ِ
سلام بر تو اى دختر رسول خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ يا بِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَديجَةَ
سلام بر تو اى دختر فاطمه و خديجه
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ يا بِنْتَ اَمير ِ الْمُؤْمِنينَ
سلام بر تو اى دختر امير مؤمنان
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ يا بِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَیْن ِ
سلام بر تو اى دختر امام حسن و امام حسين
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ يا بِنْتَ وَلِىِّ اللّه ِ
سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ يا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه ِ
سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ يا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه ِ
سلام بر تو اى عمه ولىّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ يا بِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر
سلام بر تو اى دختر موسى بن جعفر
وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَکاتُهُ
رحمت و برکات خدا بر تو باد
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِعَرَّفَ اللّهُ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِىالْجَنَّة ِ
سلام بر تو خداوند آشنايى برقرار کند ميان ما و شما در بهشت
وَ حَشَرَنا فى زُمْرَتِکُمْ وَ أَوَرَدْنا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ
و ما را در زمره شما محشور کند و ما را بر حوض پيامبر شما وارد کند
وَ سَقانا بِکَأْس ِ جَدِّ کُمْ مِنْ یَد عَلِى ِّ بْن ِ اَبى طالِب
و ما را با کاسه جدّ شما از دست علىّ بن ابى طالب سيراب کند
صَلَواتُ اللّه عَلَیْکُمْ
صلوات خدا بر شما باد
أَسْئَلُ اللّه أَنْ یُر ِیَنا فيکُمُ السُّروُرَ وَ الْفَرَجَ
از خداوند مى خواهم که سرور و فرج شما رابه ما بنماياند
وَ أَنْ یَجْمَعَنا وَ إِیّاکُمْ فى زُمْرَة ِ جَدِّکُمْ مُحَمَّد
ما و شما را در زمره جدّ بزرگوارتان حضرت محمّد ـ
صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِ وَ آلِه ِ
که درود خدا بر او و آلش باد گرد آورد
وَ أَنْ لا یَسْلُبَنا مَعْر ِ فَتَکُمْ
و معرفت شمارا از ما نگيرد
إِنَّهُ وَلِىِّ قَديرٌ.
که او صاحب اختيار و مقتدر است
أَتَقَرَّبُ إِلَى اللّه ِ بِحُبِّکُمْ وَ الْبَرإَة ِ مِنْ أَعْدائِکُمْ
به سوى خداوندتقرّب مى جويم با محبّت شما و بيزازى ازدشمنان شما
وَ التَّسْليم ِ إِلَى اللّه ِ
و با تسليم شدن به فرمان خدا
راضِياً بِه ِ غَیْرَمُنْکِر وَ لا مُسْتَکْبِر
از روى رضايت نه انکار و نه استکبار
وَ عَلى یَقين ِ ما أَتى بِه ِ مَحَمَّدٌ وَ بِهَ راض
و با يقين به آنچه حضرت محمّد (ص) آورده و به آن راضى هستم
نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهِکَ يا سَیِّدى
با اين عقيده عنايت تو را مى طلبم اى سرور من
اَللّهُمَّ وَ رِضاکَ وَ الدّارَ الْآخِرَةِ
خدايا رضايت ترا و سراى آخرت را خواستارم
يا فاطِمَةُ ا ِشْفَعى لى فِى الْجَنَّة ِ
اى فاطمه(معصومه) در مورد بهشت از من شفاعت کن
فَا ِنَّ لَکَ عِنْدَاللّْه ِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن ِ
که ترا نزد خدا مقام رفيعى است
اَللّْهُمّ ا ِنى اَسْئَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لى بِالسَّعادَة ِ
خداوندا من از تو مى خواهم که عاقبت امر مرا به سعادت ختم کنى
فَلاتَسْلُبْ مِنّى ِ ما أَنَا فيه ِ
پس عقايدى که دارم از من نگير
وَ لاحُولَ وَ لا قُوَةَ إِلا بالّله الْعَلِىِّ الْعَظيم
که هيچ نيرو و قدرتى جز خداوند بزرگ و والا نيست
اَللّهُمَ اسْتَجِبْ لَنا
خداوندا دعايم را مستجاب کن
وَ تَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَ عِزَّتِکَ وَ بِرَحْمَتِکَ وَ عافِیَتَکَ
و آنرا به کرم و عزت و رحمت و عافيت خود از من قبول فرما
وَ صَلَّى الّلهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِه ِ أَجْمَعينَ
بر محمّد و همه اهلبيت او صلوات فراوان و درود بى پايان بفرست
وَ سَلَّمَ تَسْليما يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ
اى بخشنده ترين بخشندگان
زندگینامه حضرت:
نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين که کسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. يک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و ادای رسالت زينبی و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود که آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حکومت حيله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدين جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت که از پشتيبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند. در نتيجه تقريباً همه مردان کاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت معصومه(س) را نيز مسموم کردند.
به هر حال، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر «ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم که مى فرمود: شهر قم مرکز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالى که «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى کشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى که امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد. آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى کرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اکنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن که ديدگان مبارکش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين که قبر مهيا شد دراين که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديک آمدند و پس از خواندن نماز يکى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد. آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن که با کسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.
به نظر مى رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند که پيکر معصومه بايد به دست معصوم تجهيز و تدفين شود. چنان که پيکر مقدس حضرت زهرا (س) را اميرمؤمنان (ع) غسل داده و کفن و دفن نموده و حضرت مريم (س) را حضرت عيسى (ع) شخصاً غسل داده است.
پس از دفن حضرت معصومه (س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين که حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدين سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع) و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولايت و امامت شد.

تاریخ حرم مطهر:
سير تاريخی مرقد پاک آن حضرت از اين قرار است:

ايجاد فضا هاي معماري بر تربت پاک حضرت فاطمه معصومه (س) به نيمه دوم قرن دوم هجري قمري باز مي گردد. به استناد کتاب هاي معتبر تاريخي اين بنا در اواسط پنجم توسط امير ابوالفضل عراقي از رجال دوره طغرل اول سلجوقي ( 429 - 465 ه.ق ) تجديد بنا شد. با آغاز قرن دهم هجري قمري و شروع فرمانروايي سلسله صفوي، آستانه قم بيشتر مورد توجه قرار گرفت. در عصر قاجار، فتحعلي شاه دومين پادشاه اين سلسله، به قم و آستانه مقدسه توجه خاصي نشان داد، چنانکه تزيينات کنوني به همراه رواق ها و بيوتات فعلي اغلب متعلق به آن عهد است.
آستانه مقدسه در حال حاضر مرکب از ابنيه و بيوتات زير است :
1. خاکجاي حضرت معصومه (س)، بقعه فراز آن با رواق ها، دو مسجد بالاسر و طباطبايي، دو ايوان طلا، آيينه، گنبد و مناره ها.
2. صحن عتيق با سر در شمالي آن و مقابر پادشاهان قاجار.
3. مقابر فقها، علما و پادشاهان صفوي در مجاورت تربت منور.
4. صحن نو، ايوان ها، سردر ها و مناره ها.
5. مدرسه فيضيه و مسجد اعظم در پيوندي کالبدي با مجموعه حرم مطهر.
مساحت مجموعه بنا هاي آستانه 13527 متر مربع است. از اين مساحت 1914 متر مربع آن شامل زير بناي گنبد، ايوان هاي شمالي و جنوبي و شرقي، مسجد بالاسر و مقابر شاهان صفوي است.

مورّخان سابقة شهر قم را به پيش از اسلام مربوط مي دونند اما شهرت آن بيشتر به دورة بعد از اسلامِ. در روايات افسانه اي بناي آن را به تهمورث نسبت داده ند. در سال 23 هجري قمري ابو موسي عبد ا... ابن قيس اشعري شهر را فتح کرد. در زمان خلافت مأمون مردم به سر کردگي يحيي ابن عمران از دادن خراج امتناع کردند. سپس خليفه، حاکم باروي شهر را ويران کرد و اموال بسياري را از مردم گرفت. بار ديگر در زمان معتز مردم سر به شورش برداشتند و خليفه وقت حاکم عراق عجم را به سرکوبي اونا فرستاد و وي باروي شهر را که مجدداً ساخته شده بود ويران کرد. بر طبق روايات در سال 200 هجري قمري حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادرشون امام رضا (ع) عازم خراسان شدند اما در نزديکي شهر ساوه بيمار و به قم عزيمت کردند. در اين شهر روح مقدس آن بانوي عظيم الشأن به ملکوت اعلي پيوست و در محل آستانه مدفون شدند.
به همين دليل به تدريج منازل خود را به حرم نزديک کردند. قم تا اواخر قرن دوم هجري تابع اصفهان بود و حاکم مستقلي نداشت. در زمان هارون الرشيد از اصفهان جدا شد. در زمان خلافت عباسي که آل علي (ع) مورد ظلم قرار مي گرفتند بسياري از سادات به قم پناه آوردند و از اين تاريخ عقايد شيعه در اذهان مردم رسوخ کرد و اين شهر مرکز شيعيان شد. قم در طول عمر خود از فتنه هاي مغول و تيمور آسيب هاي سخت ديد و در زمان صفويه رو به آبادي گذاشت. در حمله افاغنه نيز بار ديگر ويران شد اما دوباره سر برداشت و از عهد قاجاريه تاکنون رونق آن روز به روز رو به افزايش است. اين شهر در حال حاضر با توجه به جايگاه حرم حضرت معصومه، مسجد مقدس جمکران، حوزه گرانقدر علميه و علماء اعلام و مردمان خونگرم، با فرهنگ و البته پيرو ولايت از هر نظر در شمار شهر هاي مشهور ايران قرار دارد.
وجه تسميه
در خصوص وجه تسميه نام قم روايات تاريخي متعددي نقل شده است. يکي از علمي ترين آن روايات تبديل کلمه « کومه » (به معني خانه هاي کوچک کنار هم ) به کُم و سپس تبديل آن به قم توسط اعراب مهاجر است. برخي نيز قم را برگرفته از کميدان – نام بخشي از اين منطقه – مي دانند که به اختصار کُم خوانده شد و سپس اعراب مهاجر آن را به قم تغيير دادند.
پيش از اسلام اطلاعات باستان شناختي در منطقه قم حاکي از آثار فعاليت انساني در عصر فراپارينه سنگي با قدمتي نزديک به پانزده هزار سال است و به استناد تحليل دستاورد هاي شش فصل کاوش علمي در قره تپه قمرود، تاريخچه تشکيل روستا هاي اوليه در منطقه قم به هزاره پنجم قبل از ميلاد باز مي گردد. همچنين اشيا و آثار يافته شده از ساير کاوش ها و بررسي ها در سطح استان حاکي از شکوفايي تمدن انساني عصر نوسنگي و عصر آهن در قم است. تاريخ اسطوره اي ايران نيز حکايت از پيدايش و تاسيس تشکيلات شهري در زمان طهمورث ديوبند پادشاه پيشدادي دارد و قولي ديگر تشکيل تاسيسات شهري در قم را به کيخسرو پادشاه افسانه اي ايران نسبت مي دهد. آنچه که مسلم است، منطقه قم به استناد شواهد باستان شناختي همچون تپه هاي پيش از تاريخ، آتشکده ها و قلاع دوران تاريخي و کتاب قم ( مهم ترين اثر جغرافياي محلي، تاليف شده توسط حسن بن محمد بن حسن قمي در سال 379 هجري قمري ) در عصر پيش از اسلام خصوصاً دوره ساساني از شهر هاي نسبتاً بزرگ و آباد ايران بوده است.
قرون اوليه اسلامي
پيش از آمدن اعراب و پس از آن، عمده ترين تغيير در وضعيت شهر تبديل هستة مرکزي آن به يک شهر طي قرون دوم و سوم هجري بود. از آن پس نام اين مرکز يعني قم در بسياري از کتاب هاي جغرافيايي قرن چهارم هجري و پس از آن آمده است. شهرت اين شهر در منابع جغرافيايي تاليف شده در قرن چهارم هجري، به دليل داشتن گرايش مذهبي تشيع، بر خلاف گرايش مذهبي ساير شهر هاي اطراف بود. اعراب ساکن اين شهر از تيره اشعري هاي يمني ساکن عراق بودند که در دهه هفتاد تا هشتاد قرن اول هجري به علت اختلاف مذهبي و سياسي با دولت اموي از عراق به اين ديار نقل مکان کردند. اشعريان شيعه مذهب شهر را در اختيار گرفتند و بر مذهب تشيع استوار ماندند. بعد ها پس از دفن حضرت فاطمه معصومه (س) در سال 201 هجري در اين شهر مرکزيت مذهبي آن بيش از پيش استوار ماند.
شهر قم به لحاظ تقسيم بندي جغرافيايي از قرن چهارم به اين سو جزو ايالت جبال ايران شد. مرز هاي اين ايالت در سمت غرب، همدان، در جنوب، اصفهان و در شمال، شهر ري و قزوين بود. آب شهر از طريق قنوات و رودخانه قم که از ارتفاعات خوانسار و گلپايگان سرچشمه مي گيرد، تامين مي شد. بر اساس نوشته تاريخ قم آب شهر شيرين بود. اما در چند قرن اخير به دليل در آميختن آب هاي زيرزميني با معادن نمک، آب آن شور شد و امروز اين امر مهم ترين مشکل شهر است. پس از ايجاد سد پانزده خرداد ( افتتاح در سال 1373 شمسي ) براي تامين آب قم، رودخانه شهر خشک شد و از آن به عنوان محل عبور سيل هاي احتمالي و در زمان هاي ديگر براي توقفگاه استفاده مي شود.
قرون ميانه اسلامي
در دوره آل بويه ( قرن چهارم هجري ) قم به دليل گرايش به مذهب تشيع اندکي مورد توجه قرار گرفت و در دوره سلجوقيان ( قرن پنجم و ششم هجري ) اديبان و دبيراني از مردم قم در اين دولت مشغول به کار شدند. مسجد جامع اين شهر يادگاري از دوره سلجوقي است. در تمام اين دوره شهر قم به عنوان شهري شيعي با شهر هاي ري، کاشان، آوه و فراهان در تماس بود و مذهب شيعه را در آن مناطق رواج داد. اين شهر در جريان حمله مغول مورد قتل و غارت قرار گرفت. قم در قرن هاي هشتم و نهم هجري، گرچه شهر کوچکي بود اما به سبب حضور آستانه مبارکه حضرت معصومه (س) در اين شهر،کم و بيش مورد توجه حاکمان و اميران بود. در قرن هشتم خاندان برجسته اي از جمله خاندان صفي در اين شهر زندگي مي کردند و در حکم اميران محلي بودند. آنها با ايجاد ارتباط با دولت هاي بزرگ قدرت خويش را در اين شهر حفظ مي کردند. البته گاهي نيز به سبب همين رقابت ها، شهر قم گرفتار حمله و هجوم مي شد.
در زمان قراقويونلو و آق قويونلو در قرن نهم هجري شهر قم مورد توجه سران اين سلسه قرار گرفت. به عنوان مثال اوزون حسن در زمستان و گاه بهار، در اين شهر اقامت مي گزيد و شهرت داشت که اين شهر اقامتگاه زمستاني شاهان اين سلسله بود. همچنين از سوي پادشاهان اين سلسله فراميني درباره توليت آستانه حضرت معصومه (س) در دست است.
دوره متأخر
در زمان شاه اسماعيل صفوي اين شهر اعتبار بيشتري کسب کرد. يادگار معماري شاه اسماعيل در قم، ايوان شمالي آستانه حضرت معصومه (س) است ( سال 925 ه.ق ) که کتيبه آن موجود است. پس از آن، شهر قم، مورد توجه بيشتر قرار گرفت و به دليل قداست محيط حرم حضرت معصومه (س)، از آن به عنوان مرکزي براي مدفن برخي از سلاطين صفوي استفاده شد. قبر پنج تن از سلاطين صفوي با نام هاي شاه صفي ( 1052 م )، شاه عباس دوم ( 1077 م )، شاه سليمان ( 1105 م ) و شاه سلطان حسين ( خلع شده در 1135 ه.ق ) شاه طهماسب دوم ( خلع شده در 1144 ه.ق ) و شماري ديگر از شاهزادگان و امراي اين دولت، در اطراف حرم است. مساله انتقال مردگان براي دفن به قم، گر چه پيش از اين زمان سابقه داشت، اما در دوره صفوي به صورت رسمي رايج شد و تا سال هاي اخير ادامه داشت. آمد و شد شاه عباس به قم براي زيارت و ديدار با فيض کاشاني ( 1091 م ) نيز اهميت اين شهر را نشان مي دهد. بر آمدن عالماني چون ملاصدراي شيرازي ( 1050 تا 979 )، قاضي سعيد قمي و سکونت ملا محمد طاهر قمي ( 1098 م ) و فياض لاهيجي ( 1072 م ) در آن نشانگر اهميت علمي اين شهر در اين دوره است. بدون ترديد، شهر قم رشد فيزيکي و فرهنگي خود در دوره اخير مديون توجه سلاطين قاجاري به ويژه فتحعلي شاه ( سلطنت از 1212 تا 1250 )، فرزندان و برخي از وزيران وي و سلاطين بعدي مي داند. فتحعلي شاه در آغاز سلطنت خود نذر کرده بود تا يک صد هزار تومان زر در تجديد بناي آستانه حضرت معصومه (س) صرف کند. در اين دوره ميرزاي قمي ( 1232 م ) در اين شهر زندگي مي کرد. وي سخت مورد توجه شاه قاجار بود و به دفعات به قصد زيارت اين شهر و ديدار با ميرزاي قمي وارد اين شهر شده و براي مدتي در آنجا مي ماند.
بناي فعلي آستانه بر اساس کتيبه هاي موجود، به طور عمده از دوره قاجاري است، چنانکه کتيبه هاي موجود کاملاً بر اين امر گواه است. به لحاظ عمراني، قم در دوره ناصري تجربه جديدي را پشت سرگذاشت. افزون بر ايجاد يک رشته قنات جديد، بناي تازه اي با همت برخي از بزرگان محلي و امراي دولتي ساخته شد. مقبره بسياري از اعضاي سلطنتي خاندان قاجار در صحن عتيق آستانه مقدسه است. معروف ترين آنها مقبره فتحعلي شاه قاجار است که سنگ مرمر بسيار زيبايي بر آن نهاده شده و حجره اي مستقل و زيبا به آن اختصاص يافته است.
مقبره محمد شاه قاجار نيز در صحن عتيق واقع شده است همچنين مي توان از مقبره مهدعليا مادر ناصرالدين شاه، فخرالدوله دختر ناصرالدين شاه، معتمدالدوله گرجي از چهره هاي سياسي برجسته دوره قاجار و بسياري ديگر ياد کرد. مقبره ميرزا حسن خان مستوفي الممالک نيز يکي از مقابر زيباي قاجاري در محدوده صحن عتيق آستانه حضرت معصومه (س) است. در عصر قاجار قم دست خوش تحول جمعيتي تازه اي نيز شد و ترکيب قومي شهر دگرگون گشت. بدين معني که طوايف متعددي به صورت کوچ هاي دسته جمعي از سمت غرب راهي قم و اطراف آن شدند و با ورود تدريجي به داخل شهر، ترکيب جمعيتي آن را تغيير دادند. به گونه اي که ساکنان اصلي شهر جز در بخش محلات بسيار قديمي شهر در فاصله حرم تا مسجد جامع از ميان رفتند.
طوايف مهمي که در قم اسکان يافتند از طوايف : بيگدلي، زنديه، سعدونه، گائيني، کلهر، لشني، کرزه بر، عبد الملکي، خلج و شادقلي. به دليل تلاش علمي خاصي که در ثبت اطلاعات مربوط به شهر قم در دوره ناصري صورت گرفت و به يمن تاليف آثاري چون تاريخ دارالايمان قم و جز آن مي توان شناخت دقيقي نسبت به وضعيت اين شهر در دوره ناصري به دست آورد.
در دوره پهلوي، قم نيز بسان ساير شهر ها، وارد عرصه جديدي شد. پيشرفت عمراني قم در اين دوره با آرامي ادامه يافت. نخستين خيابان هاي جديد شهر در سال 1307 ايجاد شد. پس از آن در سال 1316 راه آهن از مسير قم گذشت. از سال 1344 به بعد راه هاي ارتباطي بين شهري از يک سو به تهران و از سوي ديگر به سمت اراک، اصفهان و کاشان توسعه يافت. اهميت شهر قم، به عنوان نقطه عبور از مسير هاي جنوبي به سمت تهران از اواخر دوره قاجار به اين سو، بيشتر آشکار مي شود.
در تمام دوره پهلوي ترکيب معماري آستانه حضرت معصومه (س) به جز سمت شمال شرقي آن تغييري نمي يابد. فقط بخش مهمي از قبرستان سمت شمال شرقي آستانه منهاي قبرستان شيخان، به صورت زميني مسطح و بخشي به صورت پارک در مي آيد. بخشي از توسعه عمراني شهر، توسط توليت و نيز مراجع تقليد صورت گرفت. از آن جمله تاسيس کتابخانه بزرگ شهر توسط يکي از مراجع تقليد به نام آيت الله شهاب الدين مرعشي نجفي در سال 1353 شمسي بود. اين کتابخانه در حال حاضر بزرگ ترين مجموعه خطي را در ميان کتابخانه هاي ايران در اختيار دارد.
به لحاظ فرهنگي، شهر قم پيش از انقلاب، چندين دبيرستان و تعدادي مدرسه ابتدايي و راهنمايي داشت همچنين يک مدرسه عالي وابسته به دانشگاه تهران در اين شهر تاسيس شد. ساير مراکز فرهنگي را مرکز علمي – ديني تشکيل مي دادند. در اين مراکز افزون بر تعليم و تربيت، چندين نشريه نيز انتشار مي يافت.همزمان با مرکزيت يافتن قم در سال هاي پس از انقلاب اسلامي، اين شهر مورد توجه بيشتر دولت قرار گرفت، با استان شدن قم در سال 1375 و افزايش شمار مهاجرت به قم، بر محدوده جغرافيايي شهر اضافه شد و چندين شهرک در اطراف آن با نام هاي شهر قائم، يزدان شهر، شهرک امام خميني و صفا شهر افزوده شد و از هر سويي، دامنه محلات آن توسعه يافت به علاوه تعدادي مدرسه علميه و مراکز فرهنگي و کتابخانه طي دو دهه اخير در قم تاسيس شد. جمعيت شهر در سال 1335 ش، 96499 نفر بود، در سال 1370 ش، اين جمعيت 681253 نفر شد. جمعيت شهر قم در پايان سال 1379 ش، 825627 نفر است در بخش ها و روستا هاي اطراف قم نيز جمعيتي در حدود چهل هزار نفر زندگي مي کنند.
شهر قم از قرن دوم به اين سو نخستين مرکز مستقل براي مذهب تشيع دوازده امامي بود که، به طور کامل در اختيار پيروان اين مذهب قرار داشته است. مردم اين شهر به دليل پيروي از امامان، احاديث آنان را پاس مي داشتند و بدين ترتيب اين شهر به صورت مرکز حديث شيعي در آمد. شهرت علمي شهر قم از قرن پنجم به اين سو از ميان رفت و مرکزيت علمي شيعي در ايران به ري و شهر هاي شمالي ايران انتقال يافت. به رغم گزارش عبد الجليل رازي در قرن ششم مدارسي در اين شهر بوده و در دوره صفوي نيز عالماني م